المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

35

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

آشكار نمود و آن بزرگوار را مأمور كرد كه مردم را بطور آشكار به دين حق دعوت فرمايد . پس حضرت نوح عليه السّلام بدعوت قوم خود شروع كرد و سلطنت در اختيار فرزندان بيوراسب و اهل مملكت او و عوج بن عناق بود حضرت نوح در ابتداى امر بطور مخفيانه آنها را دعوت ميكرد ولى آنها اجابت نكردند و آن حضرت تا مدت ( 950 ) سال آنان را دعوت كرد و هر قرنى كه از آنها ميگذشت تابع ملت و قرن سابق پدران خود مىشدند . نام آن حضرت عبد الغفّار بود و علّت اينكه او را نوح گفتند اين بود كه براى قوم خود در وقتى كه او را تكذيب ميكردند گريه و نوحه ميكرد ، آنهائى كه به آن حضرت ايمان آورده بودند از فرزندان هبة اللّه بودند و آن افرادى كه آن بزرگوار را تكذيب مينمودند از اولاد قابيل و عوج بن عناق كه عموزاده‌هاى آنها باشند بودند ، و تعداد آنها زياد و امر سلطنت آنان در زمين بسيار بزرگ و با عظمت بود . هر وقت كه آن حضرت ، قوم خود را بدين حق دعوت ميكرد در جواب ميگفتند : آيا جا دارد كه ما به تو ايمان آوريم در صورتى كه افراد اراذل از تو متابعت ميكنند ؟ ! و منظورشان از اراذل ، فرزندان شيث عليه السّلام بود كه آنها را از لحاظ فقر و فاقه و تهى دستى و نداشتن سلطنت در زمين ملامت و سرزنش ميكردند . برنامهء شريعت حضرت نوح عليه السّلام از اين قرار بود : يگانگى خدا ، نفى شريك براى خدا ، فطرت ، روزه ، نماز ، امر بمعروف و نهى از منكر . نوح عليه السّلام مبعوث شد و بعد از ( 850 ) سال امّت خود را به راه